اخبار پرشین بلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - ۱۳٩٠/٤/٥

 

لینک مطلب از فاوانیوز

 

فاوا نیوز در گفتگو با مدیرگروه سایت های پرشین بلاگ بررسی کرد :

جامعه مجازی ، باز تولید دانش، ثروت و قدرت

 

همیشه بشر به دنبال دانش، ثروت و قدرت بوده است و در هر عصری راه هایی جهت رسیدن به آنها یافته است. با شکل گیری جامعه مجازی در عصر حاضر شاهد بازتولید و بازتوزیع دانش ، ثروت و قدرت می باشیم که این فضا برای بشر مهیا نموده است . برای بررسی بیشتر این موضوع گفتگویی با مهدی بوترابی ، مدیرگروه سایت های پرشین بلاگ انجام داده ایم :

 

منظور شما از باز تولید و باز توزیع چیست؟ آیا منظورتان تجدید و نوشدن روند تولید و توزیع دانش و ثروت و قدرت است؟

بله. دقیقا همین طور است. باز تولید و توزیع به مثابه تجدید روند تولید و توزیع دانش و ثروت و قدرت متناسب با ابزارها و واسط ها نوینی که در پرتو تحول فناوری به وجود آمده است

چه عناصری جامعه مجازی را در باز تولید و باز توزیع دانش، ثروت و قدرت توانا کرده اند؟

 

اگر اجازه دهید در ابتدا توضیح دهیم که منظور از باز تولید و باز توزیع دانش و ثروت و قدرت چیست تا موضوع روشن تر شود. اینجا یک  سه گانه تعریف شده شامل دانش، ثروت و قدرت که از ارکان شکل گیری یک جامعه محسوب می شوند. این روش بررسی سه وجهی ، کمکی برای تشخیص بهتر مناسبات حقیقت واحدی به نام جامعه است و بخش های مختلف جامعه را ملموس تر نشان می دهد. فرضیه من در طرح این مسئله آن است که ما به واسطه اتفاقی که اواخر هزاره دوم میلادی اتفاق افتاد و هنوز هم در اوایل هزاره سوم ادامه دارد؛ و با ظهور  فناوری های نوین، در حوزه ارتباطات و سپس در حوزه اطلاعات، وارد عصر جدید و کاملا متفاوتی از نظر فرهنگی و تمدنی شده ایم. شاید بتوان اختراع تلگراف و تلفن را  مقدمه این رخداد محسوب کنیم. از اواخر هزاره دوم، یعنی دهه 1990 میلادی، این روند تعمیق یافت و شتاب گرفت و با ظهور اینترنت تحول اصلی و تعیین کننده در لایه های مختلف اعم از لایه های فنی و اجتماعی رخ داد. این توسعه فناوری و اطلاعات به واسطه توانایی که به بشر داد و به جهت کاهش فاصله انسانی، به بازتولید دانش بشری در حجم بی سابقه و بی نظیری نسبت به گذشته منجر شد.
در پی تحول حوزه دانش، بخش های اقتصادی نیز متحول شده و اقتصاد دانش محور رونق و محوریت یافته است. بر اساس این نطر، گام سوم در حوزه قدرت برداشته خواهد شد و در عرصه تولید و توزیع آن شاهد تغییرات غیرمنتظره و در عین حال ملموس تری نسبت به تحولات حوزه دانش و ثروت خواهیم بود.
شاید بتوان مدعی شد که در طول تاریخ بشر، هیچگاه چنین حرکت عمیق و وسیعی در مقیاس جهانی سابقه نداشته است و تنها الگوهای مشهور تاریخی که تا حدی به این تغییر همه جانبه شباهت دارند، دوره ظهور و شکوفایی تمدن و فرهنگ اسلامی در جهان اسلام (قرون دوم تا پنجم هجری قمری) و آغاز فرهنگ و تمدن نوین غربی و رنسانس (قرون شانزدهم و هفدهم) در غرب است که هیچکدام از آن ها توفیق جهانی شدن نیافتند. ابعاد عظیم تحولی که در بطن آن قرار داریم، در حال گسترش است و شاید نتوانیم به راحتی و با دقت در باره روند و نتایج آن توضیحات قانع کننده ای ارائه دهیم و به همین دلیل، طرح موضوع از نظر بنده، اقدامی ابتدایی و تلاشی اولیه محسوب می شود.
آنجه موتور محرکه و عنصر اصلی این تحول عظیم است، آگاهی و آزادی انسان در عصر جدید است. این آگاهی و بصیرت و این آزادی عمل که در تجمیع منابع دانش و ثروت و قدرت به خوبی دیده می شود، مبنای تحول تاریخی اخیر است. همچنین معنویت به عنوان عنصر سوم، نقش تعیین کننده ای در جهت گیری کلی جامعه بشری به سوی صیانت از این آزادی و آگاهی از طریق توسعه عدالت اجتماعی خواهد داشت و در نهایت به کاهش شکاف های اصلی جامعه بشری می انجامد، موضوعی که همچنان معضل بزرگ بشریت باقی مانده است.
آگاهی و آزادی،  موجب از میان رفتن یا کاهش دیوارها و مرزهای جغرافیایی، اندیشه ای، اقتصادی، جنسیتی، زبانی و مانند آن می شوند و به همین دلیل می توانیم برای نخستین بار و به دور از تعمیم های خودمحورانه از تمدن جهانی و دیگر الزامات آن چون جامعه جهانی؛ اقتصاد جهانی، حکومت جهانی و اندیشه جهانی که مبنای فرهنگی این تحول تاریخ ساز است سخن بگوییم.

 



در ادامه همان بحث باز تولید و باز توزیع دانش و ثروت و قدرت این سوال مطرح است که روند این تحولات بر حیات اجتماعی انسان چه تاثیری گذاشته است؟ یعنی انسان امروز چه تفاوتی با انسان گذشته دارد؟

ما با یک انسان و یک جامعه روبرو نیستیم. نسبت انسان ها و جوامع با تحول اخیر همچون دیگر تحولات جهانی یکسان نیست. این تحول به صورت یکسان در همه جا پیشرفت نکرده است. اخیرا سازمان ملل دسترسی به اینترنت را از مصادیق حقوق بشر دانسته است تا فرصت فراگیر اینترنت به رشد و توسعه کشورها کمک کند ولی همچنان شکاف های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی پیشین فرصت بروز دارند و اخیرا فراتر از گذشته به شکل شکاف دیجیتال خودنمایی میکنند
در حال حاضر که 25 درصد مردم جهان به اینترنت دسترسی دارند، سهم کسانی که به این محیط تعاملی و مولد دانش و ثروت و قدرت،  دسترسی دارند همینقدر است و در این میان شتاب و وسعت و میزان استفاده از این دسترسی نیز متفاوت است. ما در شرایط امروز حتی با سیاست گذارانی مواجه هستیم که به دلیل فقدان فهم صحیح شرایط با محدودیت های دیکته شده شان، در پی کاهش دسترسی یا بهره برداری از این منابع ایجاد دانش و ثروت و قدرت هستند. دقیقا مشابه رفتار کشوری که با کشور همسایه چاه مشترک نفت و گاز دارد و در رقابت، شتاب نمیکند و نمی کوشد.
حال که میدانیم همه به خوبی از این فرصت آگاه نیستند، فرصت برای کسانی که آگاه ترند فراهم تر است و بر همین اساس، شاهد رقابت های جهانی عظیم در تقسیم منابع فضای مجازی هستیم. رقابتی که هر چه بگذرد، سخت تر و تعیین کننده تر خواهد شد و ورود به آن دشوارتر.
ایرانیان نیز به سهم خود در این رقابت حضور دارند، هر چند  از شرایط مساوی با رقبای درجه دوم نیز برخوردار نیستند؛ چه برسد با شرایط مشابه کشورهای طراز اول جهانی. ولی همچنان حضور دارند و در تلاش اند که علیرغم مشکلات زیادی که پیش پای خود دارند، سهم خویش را از فضای مجازی به دست آورند.

 

 

دانش عظیمی تولید شده و می شود، ثروت چه میشود؟

ثروت عظیمی نیز از حوزه های مختلف پیشین و حوزه های جدید دانش بنیان تولید می شود. ثروت بر اساس دانش شکل می گیرد و دانش عظیم، ثروت عظیم می آفریند. مکانیزم های توزیع این ثروت همچنان متکی به تقسیمات سیاسی جهان امروز خواهد بود تا آنجا که همین تقسیمات و مناسبات سیاسی مشمول تحول جاری شوند و یکسره تغییر کنند. ظهور نسل جدیدی از کسب و کارهای دانش بنیان و ثروت های افسانه ای مولود آن ها، طلیعه این تحول اقتصادی است.

سیاست های حکمفرمایی زاییده عصر اطلاعاتی واجد چه ویژگی هایی هستند؟ این اتفاق چه تاثیری بر شکل حکمفرمایی داشته؟ و حکومت های فعلی چه فرصت ها و تهدید هایی را در این مسیر تجربه خواهند کرد؟

بزرگترین تهدید در حوزه سیاست امروزه متوجه حکومت هاست. چه حکومت های  مردم سالار و چه حکومت های مستبد. چراکه جامعه، یعنی آن چیزی که حکومت به کنترل و مدیریت آن می پردازد؛ در عمیق ترین لایه های خود در حال تغییر است. باید پذیرفت که تغییرات بسیاری را در آینده تجربه خواهیم کرد. تجربه هایی که نتیجه تحولات علمی و اقتصادی پیشین هستند و از آنها گریزی نخواهد بود. آنچه دیده می شود بخش کوجکی از تمام حقیقت و نسیمی از طوفان آینده است.
دولت های غربی و آمریکا به شدت نگران کنترل فضای مجازی و مدیریت آن هستند و سعی می کنند قوانین مربوط به کنترل و مدیرت آن را با رویکردهای حفظ وضع موجود جهانی تدوین کنند تا همچنان مسلط باشند. دولت های دیگر نیز همین مسیر را در سطح خود دنبال می کنند ولی تا کنون تلاش دولت ها به دلیل ماهیت اجتماعی اینترنت و موج تحولات، به نتیجه نرسیده است و به نظر می رسد به نتیجه نیز خواهد رسید.
اجلاس اخیر سران هشت کشور صنعتی دنیا شاهد حضور معنادار مدیر شبکه های اجتماعی بزرگ و قریب هفتصد میلیون کاربری فیس بوک بود. دلیل این دعوت نیز چیزی جز اهمیت فوق العاده چنین شبکه هایی نیست. شاید بتوان مدعی شد که افراد و گروههای مرجع در فضای مجازی و به عنوان نمونه عالی آن فیس بوک، بخشی از حکومتگران آینده در حوزه دانش و ثروت و قدرت اند.
شبکه اجتماعی بزرگی با  چند صد میلیون کاربر را تصور کنید؛ اگر اعضای آن تصمیم بگیرند جریانی اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی را درجهان ایجاد کنند چه اتفاقی می افتد؟ کدام دولت محلی و یا منطقه ای یا جهانی قادر خواهد بود در برابر آن مقاومت کند و وجود اراده ای جهانی را انکار کند؟ یا مثلا تصور کنید که سی میلیون از اهالی پنجاه میلیونی یک کشور در یک شبکه اجتماعی داخلی یا خارجی در باره موضوعی خاص اعلام نظر کنند. کدام نظرسنجی و نمونه سنجی آماری یا انتخابات رسمی و یا رفراندوم دولتی می تواند آن اعلام نظر میلیونی در جامعه مجازی را انکار کند!؟
اگر روزی، در شرایطی دو خبرنگار فعال خود را نماینده افکار عمومی هزاران نفر اهالی شهر می دانستند، امروزه دیگر افکار عموم جای افکار عمومی را گرفته است. اگر روزی برای تشخیص خواست عمومی به نظرسنجی های آماری متوسل می شدند، امروزه مردم بارها و بارها در رسانه های اجتماعی مجازی چون وبلاگ و شبکه های اجتماعی و حوزه های اشتراک گذاری محتوا، اعلام نظر و دیدگاه و سلیقه می کنند.
دیگر برای تشخیص ذائقه و وجدان عمومی مردم راه های آسان تری پیش رو است و این چالشی است که همه دولت ها را به سوی اتخاذ سیاست های مردم سالارانه جدیدی سوق خواهد داد و اگر از آن پیروی نکنند، به ورطه منازعات نابودگر می اندازد. دیگر کنترل رسانه های سنتی راهگشا نیست. رسانه ها ماهیت اجتماعی یافته اند و خود جامعه هستند نه ابزارهایی در دست مالکان یا مدیرانشان و به همین دلیل است که مدیران شبکه های اجتماعی، کنترل هدایت گری بر افکار و  عمل کاربران خود ندارند. رسانه های اجتماعی مجازی قدرت را به بشر بازگردانده اند.

پرسش بعدی در زمینه قدرت است. سوال این است که تحت تاثیر این تحولات مفهوم قدرت تغییر کرده و دارای فاکتورهای متفاوتی گشته است؟

به عنوان یک فعال فضای مجازی در خطوط مقدم این تحول قرار دارم و سعی می کنم بخشی از دیده ها و تحلیل هایم را دسته بندی و منتقل کنم. تا آنجا که می دانم، جامعه منشا اصلی قدرت است و حکومت ها با اتکاء به قدرت اجتماعی بر سر کار می آیند و اگر رابطه شان با نیروهای مولد قدرت آسیب ببیند، دچار اضمحلال تدریجی می شوند و این مشکل به ویژه در دوره تحولات پرشتاب واضح تر است.
 به نظر می رسد نمایندگان قدرت آینده، عمیقا دانش محور و جهانی هستند. به تصمیم و اراده جمعی مردم توجه خواهند داشت و خود مولود آن اند و به طور مستمر با خواست و تمایل عمومی هماهنگ می شوند. شاید یک نمونه از مردم سالاری مردم محور و اندیشه محور را شاهد باشیم و اگر برای این تحول، وجه انسانی قائل باشیم که هستیم، جایگاه معنویت و اخلاق نیز در این تحول حفظ و تقویت خواهد شد.
انقراض حکومت های مستبد قطعی است ولی حتی حکومت های دموکرات فعلی از فضای مجازی تاثیر خواهند پذیرفت و تغییرات عمیقی را تجربه خواهند کرد. به هر حال این که اهالی جامعه مجازی چگونه بنای مناسبات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی خود را برپا کنند به تدریج روشن تر می شود ولی به نظر بنده شرایط آینده، به روشنی مردم سالارانه تر، دانش محورانه تر و اخلاقی تر خواهد شد.

 

 

به عنوان سوال آخر آیا جهانی شدن ناشی از عصر دیجیتال و انقلاب اطلاعات، امری فی نفسه مثبت بوده است یا  نکاتی منفی مثل شکاف دیجیتال و... در آن مستتر بوده است؟

 

ما وقتی راجع به تکامل و تحول اجتماعی صحبت می کنیم؛ در مورد یک عینیت حرف می زنیم. هر اتفاقی ابعاد مثبت و منفی دارد. برای من و شما یا دیگران به یک نسبت ارزش مثبت یا منفی ندارد و به ما به یک اندازه نفع و ضرر نمی رساند؛ ولی در مجموع تحولات اجتماعی رو به صلاح و اصلاح امور است. این تحولات نیز از قاعده تکامل جامعه بشری پیروی می کند و مقدمه ظهور جهانی انسانی تر است. ان شاء الله.
کاهش تعصبات قومی و نژادی و ایدئولوژیک و انسانی شدن اقتصاد و سیاست، نکته امید بخش این تحول خواهد بود. اما اینکه شکاف دیجیتال گشترش پیدا کرده، وجه نگران کننده ماجرا است و البته تلاش جهانی، همانطور که در بحث محیط زیست به این نتیجه رسید که یک اکوسیستم غیرقابل تجدید داریم، در بحث اقتصاد و اجتماع و سیاست جهانی نیز به نتیجه واحدی خواهد رسید. البته نه از موضع حکومت های جهانگیر که از موضع مردم جهاندار و به دست فرهیختگان آگاه و آزاد و متکی به معنویت
 ان شاء الله

با تشکر از فرصتی که به ما دادید. اگر بحثی نگفته مانده در خدمتتان هستم.

هنوز در نخستین گام های شناخت تحول جهانی اخیر و نیازمند موسسات پژوهشی حوزه فضای مجازی هستیم. موضوعی که کمتر به آن توجه کرده ایم.  امیدوارم پیش از آنکه آینده ما را غافلگیر کند و بگوییم خودکرده را تدبیر نیست، آینده را بر آنچه میخواهیم، خلق کنیم. متشکرم

آرشیو وبلاگ
کدهای اضافی کاربر :